مشاوره رایگان آموزشی     ۰۹۴۲۶۰۰۱۱۲۱

آموزش زبان انگلیسی

به نام خدا

مقدمه:

موضوع آموزش زبان های خارجه از دیر باز در دنیا مورد توجه زبانشاسان و برنامه ریزان آموزشی بوده است. در دنیای امروز با توجه به ارتقاء سطح ارتباطات عمومی، پیشرفت فناوری و سریع تر شدن ضرباهنگ زندگی در تمامی عرصه ها، این موضوع با شدت بیشتری پیگیری می شود. از آنجا که سرعت بالای زندگی امروزی باعث کاهش دقت در بسیاری از تصمیمات خصوصاً تصمیمات مرتبط با حوزه های علوم انسانی شده است، آموزش زبان انگلیسی در ایران نیز از این چنین آسیب هایی بی بهره نبوده است. زبان، نظامی هماهنگ از نشانه های آوایی است که ارتباط میان مردمی با فرهنگ معین یا افراد دیگری که آن فرهنگ را فرا گرفته باشند امکان پذیر می سازد. از سوی دیگر، فرهنگ شیوه ی زندگی کردن است.ظرف مکانی/ زمانی زبانی است که در آن موجودیت خود را پیدا می کنیم، در آن فکر می کنیم، احساس می کنیم و با دیگران ارتباط بر قرار می کنیم. فرهنگ سیمان نامرئی است که افراد یک جامعه را در کنار هم قرار می دهند.

بدون شک، زبان های طبیعی بشری را بایستی موجوداتی زنده، تاثیرگذار و تاثیرپذیر دانست. امروزه از بین چند هزار زبان زنده ای که در دنیا وجود دارد کمتر زبانی را می توان یافت که از زبان های دیگر تاثیر نگرفته باشد و یا بر روی دیگر زبان های مجاور خود و حتی غیر مجاور اثر گذار نبوده باشد. زبان های طبیعی در محیطی زندگی می کنند که در آن رابطه ی اکوسیستمی و تعاملی وجود دارد. میزان اثرگذاری و اثر پذیری آنها ارتباط مستقیم با عواملی از جمله ساختار زبان، تعداد گویشوران، موقعیت سیاسی، اقتصادی، تاریخی جامعه ی گویشوران، گستره ی جغرافیایی و غیره دارد.

در طول تاریخ بشر، زبان ها تجربیات مختلفی از جمله رشد محتوایی، افزایش دامنه ی کاربرد و حتی مرگ را تجربه کرده اندکه در شرایط عادی امری کاملاً طبیعی است. از آنجا که بشر توانسته است به فرا خور توان خود در طبیعت بی جان دستکاری های فراوانی انجام دهد و در امر نظم طبیعی خلل وارد نماید، اکوسیستم زبان ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. همگام با پیشرفت فناوری و گسترش امر ارتباط و افزایش تعداد مسافرتها، زبان انگلیسی به مدد حمایت های سیاسی و اقتصادی، توانسته خود را به عنوان زبان بین المللی طراز یک مطرح نماید و در این مسیر قابلیت های ویژه ای به لحاظ زبانشناختی نیز کسب نماید به طوری که دامنه ی واژگانی آن و نوع ساختار آن روز به روز رو به پیشرفت می باشد. بخشی از پیشرفت های حاصله را نیز غیر انگلیسی زبانان رقم زده اند که خود نشان دهنده ی میزان نفوذ انگلیسی در سایر کشور های جهان می باشد.

امروزه بیش از 50 درصد مقالات دنیا به زبان انگلیسی نوشته می شوند. در کشور ما نیز، یکی از اعتبار های اختصاص داده شده به مقالات، انتشار آن به زبان انگلیسی می باشد. شاید بتوان گفت که رتبه بندی کشورها در خصوص تولید علم که شاخص اصلی آن مقالات پذیرفته شده در نشریات و مجلات به اصطلاح معتبر دنیا می باشد، عاملی بوده است تا رواج زبان آموزی در کشور ما سیر صعودی بی سابقه ای بگیرد و دلخوشی ما به این باشد که رتبه ی اول تولید علم در منطقه را به ما اختصاص داده اند، غافل از اینکه هدف اصلی برنامه ریزان و مهندسان فرهنگی غرب جهت دهی به فعالیت های علمی نخبگان کشور و قرار دادن آن ها در مسیر هایی بوده است که هر وجدان بیدار، به راستین بودن آن حداقل به دیده ی شک و ابهام می نگرند. مقالاتی که شاید بعضی از آن ها با تغییرات جزیی چندین بار توسط افراد مختلف در جاهای مختلف پذیرفته می شوند. این امر تقویت کننده ی پدیده ی نئواستعماری کشورهای انگلیسی زبان است که برای استمرار سلطه ی خود، امپریالیسم زبانی را گزینش کرده اند.

زبان آموزی در ایران

خواسته یا ناخواسته، کشور عزیز ما ایران نیز در دنیای مدرن امروزی و به واسطه ی شرایط موجود در جامعه ی جهانی در این فرایند حضوری فعال دارد. جامعه ی آماری بسیار بزرگی در کشور هم اکنون در حال فراگیری زبان انگلیسی می باشند.

اهداف این زبان آموزان به قرار زیر می باشد:

  • آمادگی جهت آزمون ورودی دانشگاه ها
  • تسلط بر مکالمه ی انگلیسی برای حضور در بازار کار داخلی و موفقیت در مصاحبه های شغلی داخلی
  • مسافرت به خارج از کشور جهت تفریح
  • مهاجرت به کشورهای خارجی
  • ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج
  • حضور در امر تجارت بین المللی
  • استفاده از شبکه های تلویزیونی انگلیسی زبان
  • استفاده از شبکه های اجتماعی

نتایج آموزش زبان در کشور

 آنچه در این مسیر مشهود به نظر می رسد آن است که محصولات و بروندادهای سیستم های مختلف آموزشی زبان انگلیسی آن گونه که باید و شاید در حد و شان این ملت بزرگ مسلمان و با تمدن چند هزار ساله که گویشوران بومیِ زبانی هستند که در ادبیات جهان جایگاه والایی را به خود اختصاص داده است نمی باشد.

تولیدات عمده ی این موسسات و مراکز، که عمده ی جامعه ی هدفشان سنین 8-30 سال می باشد، پرورش یافتگان کلاس های زبان انگلیسی هستند که به تعارضات فکری، اجتماعی و فرهنگی بی پاسخ مانده ی عدیده ای رسیده اند که در دو راهی فرهنگ و در این نبرد نابرابر به لحاظ امکانات معرفی نمود فرهنگ ها، معمولاً به سمت بیگانه متمایل می شوند و سودایی جز مهاجرت را برای ادامه زندگی خود تصور نمی کنند و مدینه ی فاضله را در بیرون جستجو می کنند. زبان آموزان موفق در این سیستم های رایج کسانی هستند که متن ترانه ای که در انگلیسی فراگرفته اند از مشابه آن در زبان مادریشان بیشتر است.

بدون تردید حق فرزندان چنین جامعه ای که توانسته است در طول تاریخ ادبا، اندیشمندان، دانشمندان، فلاسفه و اطباء بنام و بزرگی را در خود پرورش و تحویل جامعه ی بشری بدهد، وضع موجود نیست.

آسیب شناسی زبان آموزی در کشور

برای آسیب شناسی شرایط کنونی آموزش زبان انگلیسی در کشور از میان موارد متعدد می توان دو محور اساسی را مد نظر قرار داد.

الف محتوای آموزشی

ب- روش های آموزش

محتوای آموزشی:

در خصوص محتوای آموزشی که در راس آن ها کتاب های آموزشی قرار دارند، می توان به این نکته اشاره کرد که عدم گزینش بخردانه ی این وسیله ی آموزشی بسیار مهم، راه برای قربانی کردن فرهنگ خودی هموار کرده است. کتاب های موجود در بازار زبان آموزی عمدتاً به صورت هدفمند تلاش در جهت القاء فرهنگ غربی و ترویج آن دارد. بی دینی را ترویج می دهد و اگر هم از اخلاق یا هنجار های اخلاقی مطلبی به میان می آید، به گونه ی غیر دینی و سکولار آن توجه شده است. با همین نگاهی اجمالی به اینگونه کتب به سادگی در می یابیم مفاهیمی از قبیل معنویت، ارتباط با خدا و دعا کاملا کنار زده شده است و از سوی دیگر، جاذبه های کاذب در غرب بزرگ جلوه داده شده است و ارزش های اسلامی در سکوت کامل تبلیغاتی قرار گرفته است و شاید تحقیر شده است. در چنین شرایطی، خودباوری از زبان آموز گرفته می شود و خود کم بینی در او تقویت می گردد.

در کنار کتاب های آموزشی، وسایل کمک آموزشی دیگری از جمله فیلم ها و لوح های فشرده ی صوتی و تصویری مورد استفاده قرار می گیرد که هم راستا با هدف کتاب به پیش می رود، فیلم ها سهمی عمده در بزرگنمایی رئالیسم غربی و تحقیر ایده آلیسم شرقی دارد. در اکثر این فیلم ها، دنیا یا بخشی از آن در دام هیولاهای مختلف گرفتار است که نهایتاً توسط یک ابر قهرمان از غرب نجات داده می شود و بدین وسیله تفکر مهدویت ما مورد حمله قرار می گیرد.

در زمینه ی موسیقی نیز، زبان آموز ما به دنبال پیدا کردن متن موسیقی های مختلف انگلیسی می رود و همین امر باعث افزایش میزان قرار گرفتن او در معرض موسیقی غربی و نهایتاً علاقه مندی شدید او به خواننده یا نوازنده ی اثر و موسیقی غرب می گردد. این امر به خودی خود سرآغاز پذیرش فرهنگ غرب و فراموشی و یا نادیده گرفتن فرهنگ و هنر غنی خودی است. در موارد فوق مشاهده می شود که زبان آموز پس از طی چند سطح آموزش زبان، سبک ها و انواع مختلف موسیقی غربی و هنرمندان مرتبط با آن را به خوبی می شناسد. اما همین زبان آموز نسبت به موسیقی غنی ایرانی، هنرمندان ملی و ادبیات خود بی اطلاع است. علت این امر تقصیر و کوتاهی زبان آموز نیست بلکه کم کاری برنامه ریزان فرهنگی است.

روش های آموزش:

روش های مختلف تدریس آموزش زبان انگلیسی تحت تاثیر مکاتب زبان شناسی و روان شناسی که خود ریشه در مکاتب فلسفی دارند، ایجاد شده و در اختیار این معلمان قرار داده شده است. این مکاتب عمدتاً محصول تفکرات بشری می باشدکه عاری از عیب و نقص هم نمی باشد بر پایه ی این زیرساخت ها، متد ها و تکنیک ها  شکل می گیرند که روش ها را از هم متمایز می نمایند. در بسیاری از روش های موجود، خصوصاً روش هایی که امروزه در کشور ما مورد استفاده قرار می گیرند، کاربرد زبان مادری منع شده است. به گونه ای که در بعضی از آن ها، اگر زبان آموز یا مدرسی حتی یک کلمه از زبان مادری خود را استفاده کرد به طرق مختلف جریمه می گردد. بدون در نظر گرفتن درستی یا نادرستی این تکنیک و بدون قضاوت ارزشی، به جرات می توان گفت که این تفکر به خودی خود باعث تحقیر باورها، زبان و ادبیات فارسی در ذهن زبان آموز می گردد. این شرایط در حالی در کشور ما جریان دارد که حتی در خود انگلستان اگر زبان آموزی قصد فراگیری زبان خارجه مثلاً فرانسوی را داشته باشد، مدرس او که بومی زبان انگلیسی است، از زبان انگلیسی استفاده می نماید تا فرانسوی را بهتر آموزش دهد و از طرف دیگر یافته های زبانشناسی و تحقیقات دانشمندان از دیر باز تا کنون نشان داده است که زبان مادری برای آموزش زبان خارجه یا زبان دوم، یک ظرفیت بالقوه و ابزاری بی بدیل و کارآمد می باشد. بنابراین استفاده از کلمات زبان مادری توسط مدرس برای آموزش زبان خارجه را نمی توان حمل بر ضعف دانش مدرس کرد. همچنین کاربرد زبان مادری توسط زبان آموز را نیز می توان عامل مخرب و بازدارنده در فرایند فراگیری زبان خارجه دانست.

آنچه امروزه دنیای علم آموزش زبان انگلیسی به آن معترف است این است که هیچ کدام از روش های موجود به تنهایی و به طور 100% موفقیت لازم را ندارند. به همین خاطر روش های موجود، آمیزه ای از نقاط قوت روش های مختلف هستند. با ترکیب تکنیک ها و رویکردهای موجود می توان به روش های فرهنگ مدار و بومی شده ی آموزش زبان کشور رسید.

­­­

سیستم آموزشی ابتکاری ETP

بر همين اساس، نگارندگان اين سری کتاب ها، پس از سال ها تجربه ي آموزش زبان انگليسي به تمام رده هاي سني و سطوح تحصيلي (از پيش دبستاني تا دانشگاه) و به كارگيري روش هاي مختلف، به نتايجي دست يافته اند كه در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری مدظله العالی مبنی بر بومی سازی علم و مقابله با تهاجم فرهنگی، حاصل آن را به عنوان سيستم «ETP» (اولين سری کتاب های بومي آموزش زبان انگليسي ويژه ي فارسي زبان ها) ارائه مي نمايند که با عنایت خداوند آزمایش آن در مراحل مختلف کاملاً رضایت بخش بوده است.

ETP که سرنام واژه هاي (English through Persian) انگليسي از طريق فارسي است، با تأكيد بر بهره گيري از زبان مادري براي بيان معني و معادل سازي براي ساختارهاي زبان خارجه، تلاش در صرفه جويي در وقت و هم چنين كاهش استرس در فراگيرنده و جلوگیری از شوک فرهنگی (Cultural Shock) دارد. اين روش بر اساس شباهت هاي زبان مادري  با زبان انگليسي آغاز مي شود و با گذر زمان نقش زبان مادري كم رنگ و كم رنگ تر شده و جاي خود را در حد نياز به زبان انگليسي مي دهد اما فرهنگ خودی همچنان موقعیت ممتاز خود را حفظ می نماید.  تاکيد ETP برجنبه هاي گفتاري و شنيداري زبان، به فراگيرنده نمايي كلي از زبان آموزي را مي دهد و با ايجاد اعتماد به نفس در او در مدتي بسيار كوتاه چارچوب ساختماني را بنا مي كند كه فراگيرنده مي تواند با استفاده از مطالعات شخصي خود(Self-Study)، آن را تكميل نمايد. هدف نهايي اين روش آن است كه فراگيرنده پس از پايان دوره بتواند افکار و احساسات خود را با دامنه ي لغات محدود، متناسب با موقعيت هاي زباني مختلف با سرعت و صحت مورد قبول بيان نمايد و آنچه در همين موقعيت ها دريافت کرده (مي شنود) تشخيص داده، درک کند و به آن پاسخ صحيح بدهد.

استرس – زمان کوتاه × زبان آموزي = ETP

در روش ETP، واژه هاي بيگانه، حاملان و خادمان فرهنگ و باورهاي ما هستند

 

برخي از ويژگي ها و تكنيك هاي روش ETP

1.اين روش تلاش مي كند بيگانگي فرد را با زبان مادري خود را کاهش داده و آن را از سطح ناخودآگاه به سطح خود آگاه آورده و مرزهاي جداكننده اي بين زمان ها ترسيم نمايد و در نهايت ميان زمان ها تعاملي منطقي ايجاد کند.

  1. توجه اصلي ETP بر پاسخگويي به نياز هاي زباني گويشوران فارسي زبان است که در کتاب هاي نوشته شده توسط غير فارسي زبانان به آن توجهي نشده.
  2. از آن جا كه قسمت عمده ي زبان آموزي در اکتساب زبان اول و يادگيري زبان دوم و يا زبان خارجه مشترك است، بنا را بر جنبه هاي مشترک نهاده و سپس آهسته به حيطه هاي غير مشترك وارد مي شود.
  3. به زبان آموز، آموزش داده مي شود كه چگونه بايستي بتواند فكر كند و براي هر احساس كه در وجود او شكل مي گيرد حداقل دو راه بيان را در زبان مادري خود پيدا كند و راهي كه به آموخته هاي انگليسي خود نزديكتر است را براي برگرداندن استفاده كند نه اين كه به اولين راهي كه به نظرش رسيد بسنده نمايد كه اين مسئله يکي از دلايل اصلي عدم پيشرفت زبان آموزان و دل زدگي آن ها از زبان انگليسي بوده است. اگر به او شيوه ي به جريان انداختن فكر را آموزش دهيم و با او تمرين كنيم، ديگر شاهد قطع شدن گفتار و وقفه هاي طولاني و بعضاً هميشگي در صحبت كردن نخواهيم بود. براي اين منظور در اولين گام، معلم از زبان آموز مي خواهد كه در زبان مادري خود به ساده ترين وجه اقدام به صحبت كردن در يك مورد خاص نمايد و بعد با برگرداندن جمله هاي هر بخش به انگليسي، زبان آموز درخواهد يافت كه زبان آموزي آن قدر هم كه تصور مي شد سخت نيست.
  4. توجه و تمركز اصلي درسيستم ETP بر روي راه اندازي گويش فرد در زبان انگليسي است. از اين رو تكرار و تمرين با دانش کنوني زبان آموز به مراتب بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد تا افزايش بيش از اندازه ي دامنه ي دانش زباني. تلاش صرف در جهت افزايش دامنه ي لغات فراگيرنده، نه تنها مفيد نيست بلکه ممکن است توان او را براي كسب مهارت در گويش کاهش دهد كه با هدف ETP  منافات دارد. منظور از مهارت گويش، سرعت بخشيدن به گفتار و كم كردن فاصله ي زماني تفكر و تكلم است.
  5. تمرينات جايگزيني رايج (Substitution drills) بعضاً باعث مي شود كه مغز به طور خودكار خاموش شود و تكرارها به گونه اي طوطي وار صورت پذيرد. براي مثال اگر قرار باشد در جمله اي جايگزيني قيد مكان را مد نظر داشته باشيم، ذهن انسان فقط به اين بخش متمرکز مي شود و قسمت هاي ديگر مورد توجه نخواهند بود. اما در سيستم ETP، هر جمله ي معلم يك جمله ي نو به حساب مي آيد و فراگيرنده تمام توجه خود را معطوف به آن مي دارد که در كوتاه ترين زمان ممكن آن را به انگليسي برگرداند. اين برگرداني را ترجمه نمي ناميم زيرا تكنيك هاي ترجمه اي مد نظر نمي باشند و هدف اصلي آن، تمرين ساختارهاي تدريس شده و افزايش سرعت انتقال است.
  6. تمرين هاي شفاهي كلاسي به صورت (Choral « گروهي» Individual «انفرادي» و Choral « گروهي»)CIC صورت مي پذيرد، كه در آن ابتدا همه ي زبان آموزان به صورت گروهي برگردان جمله هاي فارسي معلم به انگليسي را انجام مي دهند (در اين جا هدف ايجاد اعتماد به نفس و جلوگيري از ايجاد استرس در آن ها است) سپس كار به صورت انفرادي ادامه مي يابد تا اشكالات احتمالي برطرف شود و نهايتاً با تكرار گروهي پايان مي پذيرد.

در اين بخش مي توان از زبان آموزان نيز براي ايفاي نقش معلم استفاده كرد. يعني زبان آموز فكر مي كند، جمله‌ي فارسي متناسب با ساختار تدريس شده مي سازد و ساير زبان آموزان، آن ها را به انگليسي بر مي گردانند. اگر زبان آموز در ساختن     جمله ي فارسي دچار مشكل شود، كه اغلب نيز اين گونه هست، معلم با توضيحات لازم اين مورد را كه تقريباً در همه ي فراگيران مشترك است برطرف مي كند. در اين مورد فراگيران آشكارا متوجه مي شوند كه مشكل آن ها در نامنظم بودن اطلاعاتشان در زبان مادري است. تمرين ها از ساده به پيچيده ادامه مي يابند و از جمله هاي آشنا شروع و به سمت جمله هاي نا آشنا پيش مي رود.

  1. جمله سازي مقدم بر متن سازي است. البته پس از چند مدت كه زبان آموزان قدري در جمله سازي پيشرفت كردند و ساختارهاي گوناگون را فرا گرفتند، معلم جمله هاي فارسي خود را به گونه اي گزينش و ارائه مي كند كه در كل، يك متن منسجم را تشكيل مي دهد. در پايان هر درس هم، بخش+Writing تمرکز زبان آموزان را از واحد جمله به واحد فرا جمله مي برد.
  2. به منظور جلوگيري از خستگي ناشي از تكرارهاي گروهي و انفرادي و هم چنين براي ايجاد تنوع در روند آموزش، معلم به صورت متناوب از تمرين هاي نوشتاري در بين تمرين هاي شفاهي استفاده مي كند. اين تمرين ها مي‌تواند شامل انجام تمرين هاي كتاب يا نوشتن جمله هاي ابتكاري و يا متن هاي كوتاه مرتبط با ساختار مورد آموزش باشد.
  3. با توجه به اين كه اين سيستم بر اساس مقايسه ي زبان فارسي و انگليسي بنا شده است، در هر جلسه، درس جديد با درس هاي پيشين مقايسه مي شود و تمرين ها هم بايستي دربرگيرنده ي موضوعات قبل با تأكيد بر درس جديد باشند.
  4. به خاطر سپردن و كاربرد الگوهاي ثابت زباني (جمله ها، عبارت ها، شبه جمله ها، ضرب المثل ها و …) كه به آن ها Prefabricated Patterns (الگوهاي پيش ساخته) مي گوييم نقش مهمي در روان تر شدن كلام و كاهش وقفه هاي گفتاري دارد.
  5. کارشناسان حيطه ي فراگيري واژگان بر اين باورند که در به خاطر سپاري واژگان، استفاده از تصاوير نقش مهم و غير قابل انکاري دارد. بر همين اساس، بخش Pic_Dic در بردارنده ي تعدادي از واژگان تقسيم بندي شده بر اساس مفاهيمي از قبيل مشاغل، رنگ ها،غذا ها و … مي باشد که در پايان هر بخش ارائه شده است.
  6. زبان، آميزه اي از چهار مهارت شنيدن، گفتن، خواندن و نوشتن است. بدون تسلط بر اين چهار مهارت، زبان آموزي تحقق نمي يابد . از اين روي در اين سيستم به تک تک اين مهارت ها در پايان هر فصل پرداخته شده است.
  7. در سيستم ETP، به جاي ارائه فهرست طولاني واژگان و بسنده کردن به ارائه ي مترادف و متضاد کلمات، تکنيک ها  و راهکارهاي ساخت و تحليل واژگان زبان انگليسي در بخشي به نام دانش واژگاني (که از بخش 3 شروع مي شود) به صورتي ساده و قابل فهم ارائه شده تا زبان آموز به جاي حفظ کردن طوماري از واژگان نا آشنا، به سيستمي براي حدس زدن و ساخت واژگان زبان انگليسي برسد.
  8. زبان ماهيتي تعاملي دارد. بخش اعظمي از هر زبان، کنش و واکنش کلامي يا نوشتاري ميان دو يا بيش از دو نفر است. بر همين اساس، بخشي به نام Conversation در هر درس قرار داده شده تا به اين مهم توجه شده باشد.
  9. سيستم ETP قادر به آموزش ساير زبان ها از قبيل زبان فرانسه، آلماني، ‌اسپانيايي و … مي باشد. هم اکنون نيزتلاش هايي در اين زمينه آغاز گشته است.

17.اين سيستم آموزشي ممکن است با مقاومت ها و انتقاداتي از سوي مدرسان و کارشناسان حوزه ي آموزش زبان انگليسي روبرو شود. هر چند منطقي، آن چه ما را در اين راه ثابت قدم داشته است، نتايج خيره کننده ي آموزش آن به هزاران نفر از فارسي زبانان و بازخورد مثبت آن در سراسر کشور و حتي برخي ديگر کشورهاي فارسي زبان در ساليان اخير بوده است.

برخی از ویژگی های این سیستم آموزشی عبارت است از:

  • برخورداری از زیرساخت فلسفی و آموزشی اسلامی و ارزشی منحصر به فرد
  • توجه به اصل اکتشافی بودن یادگیری
  • پایه قرار دادن زبان مادری به عنوان محور آموزش زبان در جهت کاهش بيگانگي فرد با زبان مادري خودو ایجاد اعتماد به نفس در او
  • تقویت باورهای بومی ملی و اسلامی با تولید و گزینش هدفمند محتوا وگزاره های فرهنگی و تمدنی اسلامی و ایرانی
  • جلوگیری از پدیده ی شوک فرهنگی ناشی از رویارویی زبانی (Cultural shock)
  • پرهیز از بزرگنمایی زبان انگلیسی
  • کوتاه سازی دوره ی یادگیری
  • تمرکز بر یادگیری نظام مند (System learning)  به جای یادگیری موردی (Item learning)
  • تاکید بر تقدم یادگیری بر آموزش (maximizing learning and minimizing teaching  )
  • سرعت بخشيدن به گفتار و کاهش فاصله ي زماني بین تفكر و تكلم
  • گذار از دشوار بینی و دشوار سازی فرایند آموزش با بهره گیری از اشتراکات زبان ها
  • ایجاد شرایط آموزشی برای زبان آموز در جهت تولید گفتار آفرینشی
  • توجه به چهار مهارت، اصلی زبان آموزي(Listening-Speaking-Reading-Writing) و سایر عناصر زبانی

والسلام علی عبادالله الصالحین